شمارهٔ ۲۶۱ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه
خوشه چین لب جانپرور تو روح الله
تو سهی سروی اگر سرو سهی بست کمر
تو دو هفته مهی ار ماه بر افراخت کلاه
ترسم آئینه رخسار ترا زنگ رسد
ورنه هر دم بفلک بر کشم از جور تو آه
زاهدان عشق توام گر ز گنه میشمرند
من نه آنم که کنم توبه از اینگونه گناه
هندوی زلف تو چون دست تطاول بگشاد
جز تحمل نتوان کرد بلائیست سیاه
گیرم از آتش دل پیش کسی دم نزنم
چه کنم اشک روانرا بلغ السیل زباه
گفته ئی پیش رقیبان منگر در رخ من
که از اینکار شود حال تو ناگاه تباه
چون کنم ابن یمین کشته حسن رخ تست
دیده کشته سوی جان کند ایدوست نگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر به وصف ویژگیهای ظاهری و دلنشین او میپردازد و از آتش عشق سخن میگوید که دل او را سوزانده است. او به معشوق که الگوی زیبایی است، نسبت میدهد و احساسات عمیقش را با ابراز عشق و اشتیاق به تصویر میکشد. شاعر در عین حال از زهد و ملامت عالمان دین میگوید و تأکید میکند که عشقش بر هر گناهی برتری دارد. در نهایت، او از دردجدایی و تحمل رنج عشق مینالد و میگوید که حتی اگر نتواند به عشق خود ابراز احساس کند، اشکها و اندوهش جاری خواهد بود.