نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماه

کسوت حسن تراشد علم از شعر سیاه

آنچنان کز شکرت سبزه دمیدست و نبات

از لب چشمه حیوان ندمد مهر گیاه

حبذا طالع فرخنده آنکس که فتد

نظرش بر رخ میمون تو هر روز پگاه

چشمم از خیل خیال تو از آن محرومست

که گذر می نتوان کرد ز دریا بشناه

گفتم ایدل چه گنه دید دلارام ز تو

کت بسیمین ذقن افکند چو یوسف در چاه

گفت کز بهر خدا تهمت بیهوده مکن

ستمی میکند او ورنه که کردست گناه

ور بخون ریختنم میل کنی بهر دلت

کند اینکار بچشم ابن یمین بی اکراه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت محبوبی است که ناظری را مسحور خود کرده است. شاعر به توصیف چهره و اثرات محبت محبوب بر دل و جان خود می‌پردازد و از درد و رنجی که به خاطر دوری از او احساس می‌کند، می‌نویسد. او با زبانی شاعرانه به دل‌مشغولی‌های خود اشاره می‌کند و در عین حال از مشکلات و تهمت‌هایی که ممکن است بر محبوبش روا دارند، سخن می‌گوید. شاعر به اهمیت محبت و عشق در زندگی اشاره کرده و نشان می‌دهد که محبت راستین باید بدون تهمت و ایراد باشد. در نهایت، او به آرزوی وصال و نزدیک شدن به محبوبش اشاره می‌کند.