نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه

میگزیند بر سرم یار دگر یعنی که چه

من سر آمد گشته در مهرش کلاه آسا و او

بسته بر هیچ از پی کینم کمر یعنی که چه

من نمییارم زمانی زو نظر بر داشتن

و او مرا دایم فکنده از نظر یعنی که چه

از نعیم خوان وصلش بینوائی را چو من

لقمه ئی حاصل نگردد بی جگر یعنی که چه

خستگان زخم خود را هرگز از بهر ثواب

می نسازد از رخ و لب گلشکر یعنی که چه

کار من دایم بود پرسیدن از حالش خبر

و او نخواهد در جهان از من اثر یعنی که چه

ناگزیر آمد چو جان ابن یمین را و چو عمر

روی ننماید بدو جز بر گذر یعنی که چه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر معاصر به بیان احساسات عاشقانه و ناامیدی می‌پردازد. شاعر در آن از عشق خود و جدا افتادگی از محبوبش صحبت می‌کند. او به احساسات عمیق و دردناک خود اشاره می‌کند که هیچ چیزی نمی‌تواند آن را تسکین دهد. شاعر به بی‌توجهی محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه او در آرزوی وصال اوست، اما محبوبش در پی او نیست. در نهایت، او ناتوانی و شکست خود را در این عشق بیان می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که هیچ چیز نمی‌تواند این درد را کاهش دهد.