شمارهٔ ۲۶۷ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده
درآمد از در ابن یمین شراب زده
عرق نشسته ز می بر عذار نازک او
چنانکه بر ورق یاسمین گلاب زده
شکنج طره او بر رخش فتاده چنانک
ز رأس عقده مشکین بر آفتاب زده
لبش چو دید دلم را کباب زآتش عشق
نمک بگاه شکر خنده بر کباب زده
بزیر خط رخ خوب ترا چنان دیدم
که آتشست بر او آب مشک ناب زده
بلطف گفتمش ای نازنین تو عمر منی
بدان دلیل که هستی چنین شتاب زده
منم که مردم چشم خیال پیمایم
که تا خیال تو دیده دلش ز خواب زده
در سرای ترا هر سحر چو فراشان
برفته خاک بمژگان خویش و آب زده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف زیباییهای معشوق است. شاعر به تصویر کشیدن زیبایی و جذابیت او میپردازد و از خصوصیات ظاهریاش همچون قد بلند، چهرهی نازک و موهای شکنجدار سخن میگوید. لبهای معشوق به شیرینی شکر تشبیه میشود و چشماندازهای عاشقانه و آتش عشق شاعر را به تصویر میکشد. شاعر به معشوق میگوید که او دلیل زندگیاش است و در دنیای خود، همواره به یاد اوست. بهطور کلی، شعر فضای عاشقانه و پر از تمایل را به خوبی منتقل میکند.