شمارهٔ ۲۷۷ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای جان و جهانرا ز رخت نور و نوائی
وی بر در حسنت شه سیاره گدائی
مهرت نرسد جز بدل پاک که چون صبح
آید نفس او ز سر صدق و صفائی
نقش رخت ایماه که بستست که هرگز
نگشاد بزیبائی آن چهره گشائی
بادی که ز چین سر زلفین تو خیزد
همچون دم عیسی بود اعجاز نمائی
نایافته طوطی بلب چشمه کوثر
چون سرو سهی قامت تو نشو و نمائی
با اشک من و آه دلم باش که نبود
سازنده تر و خوشتر ازین آب و هوائی
مائیم و دلی آینه کردار کزو نیست
جز صیقل الطاف خوشت زنگ ز دائی
در دیده کشم سرمه صفت خاک درت را
زیرا که نشانیست برو از کف پائی
جانی و جهان هیچ عجب نیست گرت نیست
چون جان و جهان با من دلخسته وفائی
هم بگذرداین ظلمت شبهای فراقت
هم سر زند از روز وصال تو ضیائی
تا چشم توان داشت ز اقبال تو دردی
هرگز نکند ابن یمین میل دوائی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر عاشقانه به عواطف و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش میپردازد. شاعر از نور و زیبایی چهره معشوق و تاثیر آن بر حیات خود سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی و راستین تنها در قلبی پاک و صادق ممکن است، و زیباییهای ظاهری نمیتوانند جان و جهان را به تنهایی پر کنند. شاعر با تشبیهات زیبا، قدرت و جاذبه معشوق را به وجوه مختلف توصیف میکند و اذعان میدارد که در غم و درد فراق، هیچ چیز به اندازه عشق معشوق نمیتواند تسکیندهنده باشد. او امیدوار است که روزی به وصال معشوق برسد و از تاریکی فراق رها شود. در نهایت، شاعر بر وفاداری و عشق پایدار خود به معشوق تأکید میکند و اعلام میدارد که حتی در سختیها، عشق به معشوق در دل او باقی خواهد ماند.