شمارهٔ ۲۸۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای باد صبا بگذر ز آنجا که تو میدانی
حال دل من بر گوی آنرا که تو میدانی
در پرده اسرارش هر گه که شوی محرم
در پرده بگو با او زیرا که تو میدانی
گر درد نهان دل هر چند ز حد بگذشت
پیدا نکنم با تو زیرا که تو میدانی
دل در شکن زلفت زنجیر کشان تا کی
دیوانه اسیر تست حقا که تو میدانی
درد دل ریشم را همچون تو نداند کس
لطفی کن و درمانش فرما که تو میدانی
چون سرمه بنیائی در دیده کشم گردی
کش باد صبا آرد ز آنجا که تو میدانی
گفتم ز لبت بوسی و ز ابن یمین جانی
هستی تو بدین راضی گفتا که تو میدانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از باد صبا درخواست میکند که از جایی عبور کند که او از حال دلش خبر دارد. او با اشاره به اسرار دلش، خواستار این است که باد صبا خواستههای او را به محبوبش برساند. شاعر به درد و رنجی که در دل دارد اشاره کرده و از باد میخواهد که به محبوبش بگوید که او چه احساسی دارد و چقدر در عشق اسیر است. در نهایت، او از طریق باد صبا راجع به عشق و وابستگیاش صحبت میکند و به این نتیجه میرسد که خود محبوب نیز میداند که او چه احساسی دارد.