شمارهٔ ۲۹۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا ساخته ئی بر قمر از غالیه خالی
دارد دل من تیره تر از خال تو حالی
مرغ دل من در هوس دانه خالت
دارد بهوا میل و ندارد پر و بالی
امشب که مرا تا سحر از روی چو روزت
ماهیست فروزنده شی باد چو سالی
ابروی ترا خلق بانگشت نمودند
آری بنمایند چو بینند هلالی
چون ذره دل هر که هوای تو گزیند
خورشید غمش ره نبرد سوی زوالی
وقتست غمم را که نهد روی بنقصان
زیرا که رسیدست ز هجرت بکمالی
چون شکر نگفت ابن یمین روز وصالت
شد در شب هجران تو قانع بخیالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساس عمیق عشق و longing را به تصویر میکشد. شاعر از دل تیرهاش صحبت میکند که در انتظار معشوق، دلتنگ و نگران است. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و دربارهی دل خود که در آرزوی وصال و نزدیکی به اوست، سخن میگوید. شاعر همچنین به شب و سحر اشاره میکند که در آن به یاد معشوقش است و این احساسات او را دچار غم میکند. نهایتاً، او به این نتیجه میرسد که باید از غم خود بکاهد زیرا دوری از معشوق به پایان رسیده و به وصال نزدیکتر شده است.