شمارهٔ ۲۹۷ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تنگ شکرست این دهن ایجان که تو داری
رشک قمرست این رخ رخشان که تو داری
یکلحظه دل اندر بر من جمع نباشد
ز آشوب سر زلف پریشان که تو داری
در حسن توئی یوسف و این طرفه که ما را
دل بسته آنچاه زنخدان که تو داری
عناب فتادست ز بادام دو چشمم
تا دیده ام آن پسته خندان که تو داری
افسون تب عشق من ار نیست بگو چیست
بر گرد شکر آنخط خوش خوان که تو داری
تا صورت از اینسان که ترا هست بخوبی
نا خوب بود سیرت از اینسان که تو داری
گر دست دهد ابن یمین را که بجانی
بوسی خورد از لعل در افشان که تو داری
جان در سر سودا کند و باک ندارد
یکدم پی آن بوسه ارزان که تو داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به تنگنای دهن و شیرینی آن اشاره میکند و از زیبایی چهره معشوق تعابیری زیبا میآورد. او از آشفتگی دل خود به خاطر موهای پریشان معشوق سخن میگوید و خود را به یوسف تشبیه میکند که دلش به چال زنخدان معشوق بسته شده است. شاعر همچنین به چشمهای زیبا و لبخند معشوق اشاره میکند و از عشق و آرزوی بوسیدن لبهای او سخن میگوید. در کل، شعر نگاهی عمیق به زیبایی و عشق دارد و بیانگر احساسات و اشتیاق شاعر است.