شمارهٔ ۳۰۱ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بگو ای ماه تابان تا کجائی
که یکدم نزد مشتاقان نیائی
چو من بهر توأم بیگانه از خویش
چرا بستی طریق آشنائی
بگو ز آن لب سخن گر نیک و گر بد
که چون طوطی بجز شکر نخائی
مرا کی ماجرا سخت آید از تو
که تو سر تا قدم عین صفائی
ز دست دوستان زهر هلاهل
کند چون نوشدارو جانفزائی
ترا بر جان ما فرمان روانست
که تو شاهی و ما مشت گدائی
اگر معشوق رند و می پرستست
نزیبد عاشقانرا پارسائی
مگر وقتی بتن ابن یمین را
ضرورت افتد از کویت جدائی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ماهی تابان (به عنوان نماد معشوق) خطاب کرده و از او میخواهد که چرا به نزد مشتاقان نمیآید. شاعر خود را بیگانه از خویش میداند و از معشوق میپرسد که چرا راه آشنایی را بسته است. او به زیبایی لبهای معشوق اشاره میکند و میگوید که از این لبها فقط شیرینی صحبت میشنود. شاعر همچنین به زهر دوستی و زندگی میگوید که با وجود تلخیها، معشوق جانافزاست. او معشوق را فرمانروای قلب خود میداند و عاشقان را به دور از پارسایی میبیند؛ زیرا عشق به معشوق بهدور از قاعده و ملاحظات اخلاقی است. در پایان، شاعر از جدایی از معشوق سخن میگوید و نشان میدهد که در صورت ضرورت، باید از عشق دور شود.