شمارهٔ ۳۰۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چوگان ز مشک بر مه تابان کشیدهای
مه را چو کوی در خم چوگان کشیدهای
آوردهای ز شعر سیه سایبان حسن
بر فرق آفتاب در فشان کشیدهای
آن خط سبز فام که خضر است نام او
خوش بر کنار چشمه حیوان کشیدهای
هر جان و دل که یافتهای در کمند عشق
مجموع را به زلف پریشان کشیدهای
دارد هوای دانه خال تو مرغ روح
با آنک دام بر زبر آن کشیدهای
اندر میان جان چو الف جایگیر شد
قدت که راست چون الف جان کشیدهای
چون اشک عاشقانت لطیفست و آبدار
گوهر که زیر لعل بدخشان کشیدهای
چشم بد از تو دور که در مصر دلبری
خط در جمال یوسف کنعان کشیدهای
گفتم بر آستان تو جان کردهام نثار
گفتی که باز زیره به کرمان کشیدهای
بییاد تو نمیزند ابنیمین دمی
در نام او چرا خط نسیان کشیدهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، معشوق را به ماه و آفتاب تشبیه میکند و زلف او را به کمند عشق تشبیه میکند که دلها را به خود جلب میکند. همچنین، بر عواطف عاشقانه و لطافت اشکهای عاشقان تأکید میشود. در نهایت، شاعر از بیقراری خود بدون یاد معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که او در غیبت معشوقش نمیتواند آرامش یابد.