نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو بلبل از سر مستی گذشتم سوی گلزاری

نمود از هجر رخسارت بچشمم هر گلی خاری

دلم میگفت با چشمت که خوردی خونم از مستی

ولی لعل ترا دیدم ز خون دل نشان داری

بدل گفتم که خون ما ز لعلش خواه اگر خواهی

مخواه از چشم مخمورش چه میخواهی ز بیماری

چگویم از تطاولهای زلف ترکتاز تو

چه گوید کس ز هندوی پریشان کار طراری

دلم را در فساد افکند چشمت وین چنین باید

صلاح آخر کجا آید ز جلاد سیهکاری

گروهی را اگر رغبت به تسبیح است و سجاده

گرفت ابن یمین باری ز زلفین تو زناری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی می‌گوید. او به مانند بلبل به سوی گلزاری می‌رود و با دیدن محبوبش، احساس درد و شوق را در دلش حس می‌کند. شاعر به تجربه‌اش از عشق و دل‌تنگی اشاره می‌کند و می‌گوید که چشمان محبوبش او را به عذاب می‌اندازند. او همچنین به زلف محبوب و تاثیری که بر او دارد اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق می‌تواند او را به صلاح یا فساد بکشاند. در نهایت، شاعر با استفاده از تصویرهای زیبا و استعاره‌های لطیف، احساسات عمیق خود را در مورد عشق و زیبایی بیان می‌کند.