شمارهٔ ۳۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بنده سروم بآزادی که چون بالای تست
عاشقم بر گل که همچون روی شهر آرای تست
گر ندارد هندوی زلفت چو من سودای تو
پس چرا همچون منش پیوسته سر بر پای تست
کس نمیبینم که بر بالای چون سروت رسد
جز کمند زلف چین بر چین که همبالای تست
خط مشکین ترا از هر که پرسیدم که چیست
گفت کآن دود دل و سرمایه سودای تست
زرگران صنع گوئی سیم سوزی کرده اند
ز آن خط مشکین که گرد روی مه سیمای تست
دل که بودی جای تو سیلاب غم کردش خراب
چون توانم گفت اکنون کاین خرابه جای تست
جا بگیر اندر میان جان شیرین چون الف
کز قدیم العهد باز این مسکن و مأوای تست
من نمیدانم که حوری یا پری کاندر جهان
ز آدمی باری نمیدانم که کس همتای تست
دل رمید از من چنان کزوی نبودم آگهی
دیدمش اکنون بچین زلف سوسن سای تست
گفتم ای از من رمیده هیچ یادم میکنی
گفت کز عشقش کجا آخر مرا پروای تست
گر کند ابن یمین جان در سرکارت چه باک
جاودان زنده است آنکو کشته غوغای تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوقه میپردازد. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق، که او را به زیبایی سرو و گل تشبیه کرده است، بیان میکند. او به زلفهای مشکی و جذاب معشوق اشاره دارد و میگوید که هیچکس به زیبایی او نمیرسد. همچنین، شاعر از درد و غم خود به خاطر عشق میگوید و میگوید که دلش در ویرانهای خراب شده است. او به یادآوری معشوقهاش و عشق دیرینهاش اشاره دارد و در پایان به زندگی جاویدان عشق اشاره میکند. در مجموع، شعر بازتابی از عشق، زیبایی و غمهای عاشقانه است.