نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیست

حقا که مرا تیره تر از خال تو حالیست

طغرای خم ابروی مشکینت ندارد

مه گر چه از آن روی چو خورشید مثالیست

در باغ لطافت قد چون سرو روانت

چشم بد ازو دور برومند نهالیست

محراب دلست آن خم ابروت که گوئی

از غالیه بر پیکر خورشید هلالیست

بر دیده ره خواب فرو بست خیالت

نی نی غلطم بیتو مرا خواب خیالیست

گر تن شودم خاک ز هجرانت چه باکست

چون جان مرا هر نفسی با تو وصالیست

سودای وصال تو ز سر ابن یمین را

بیرون نرود گر چه که سودای محالیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق توصیف می‌کند و به زیبایی‌های ظاهری و باطنی او اشاره می‌کند. ابروی خمیده معشوق به عنوان نمادی از زیبایی و جاذبه توصیف می‌شود و شاعر احساس می‌کند که حتی دوری از او نیز برایش دردناک است. او به وصال و ارتباط عمیق با معشوق خود فکر می‌کند و می‌گوید که عشقش به او فراتر از هر چیز دیگری است، حتی اگر به نظرت محال بیاید. در نهایت، او حاضر است هر چیز را فدای عشق خود کند.