شمارهٔ ۳۷ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
پرتو روی تو بر کسوت خوبی علم است
زلفت از غالیه بر ماه دو هفته رقم است
چون خم ابروی مشکین تو مانند هلال
شود انگشت نما سوره نون والقلم است
دهن تنگ تو چون لب بسخن بگشاید
سخنت حجت اثبات وجود و عدم است
یوسف مصر وجودی و ز بس محتشمی
چون سلیمانت روان بر عقب از جان حشم است
کشتگان غم خود را چو درآری بشمار
گر از ایشان بشمارد غمت اینهم کرم است
گر بکشتن برسد در قدمت ابن یمین
اینچنین راه بسر گر نرود بی قدم است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای محبوب میپردازد. شاعر بر این باور است که نور محبوبش همچون علم و دانش است و زلف او زیباییای بینظیر دارد که به ماه میماند. ابروی او به شکل هلال است و زیباییاش توجه همه را به خود جلب میکند. لبهای او در هنگام صحبت کردن، حقایق را اثبات میکند و وجود او به مانند یوسف زیبایی و محبوبیت دارد. شاعر بر این امر تأکید میکند که غم و اندوه خود را باید بشمارد و اگر عاشق شود، آنگاه وضع او به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد. در نهایت، او به ارزش وجود محبوب و تأثیر عمیق آن بر زندگیاش اشاره میکند.