شمارهٔ ۵۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدست
اکنون نه عین دارم ازو نه اثر بدست
گوئی که چشم غیرت ایام خفته بود
کان گنجم اوفتاد چنان بیخبر بدست
بازش ربود از کفم ایام و چشم من
دارد به یادگار وی اکنون گهر بدست
ایجان برگزیده کجائی که بیتو دل
دارد همیشه ناله و آه سحر بدست
جان در خطر همی فکنم از برای تو
آری نیامدست گهر بیخطر بدست
از چهره در هوای تو زر میدهم ولیک
جانی که رفت باز نیاید بزر بدست
گوید بطعنه با دل من هر شبی فلک
بیهوده پر مجه که نیاید قمر بدست
صد بار اگر نبات برآید ز خاک من
یکره نیایدم چو تو شاخ شکر بدست
جان بذل کرد ابن یمین در هوای تو
عیبش مکن نداشت جز این مختصر بدست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر دربارهی عشق و فراق است. شاعر از غم دوری محبوبش سخن میگوید و احساس ناتوانی و ناراحتی خود را به تصویر میکشد. او به یاد روزهای خوب قبلی میافتد و lament میکند که به هیچ چیز از آن عشق باارزش دسترسی ندارد. شاعر به این نکته اشاره دارد که تلاشش برای به دست آوردن مجدد آن عشق بینتیجه بوده و هر چه تلاش میکند، باز هم نمیتواند محبوبش را پیدا کند. او در نهایت به احساساتی چون درد و ناله اشاره میکند و میگوید که جانش را نیز برای محبوب خود فدای میکند، اما نمیتواند او را به دست آورد. در کل، شعر به تصویر کشیدن درد عمیق و آرزوی وصال در عشق میپردازد.