شمارهٔ ۶۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شکن زلف یار پر شکن است
ای بسا دل که زیر هر شکن است
تا دلم را شکست طره او
آهم از پای تا بسر شکن است
سبزه خط بگرد عارض او
بصفت طوطی شکر شکن است
کس نیارد نظر برویش کرد
ز آنکه خورشیدوش نظر شکن است
تا دل خسته کرد ابن یمین
بسته زلف یار در شکن است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل دربارهی زیباییهای معشوق و زلفهای پرچین و شکن اوست. شاعر به تماشای زلفهای یار میپردازد که دل بسیاری را در زیر هر شکن خود گرفته است و به تأثیر جذابیتهای ظاهری او بر دلها اشاره میکند. او همچنین به خط سبز بر چهرهی محبوب و مانند طوطی شکر شکن بودنش اشاره میکند. در نهایت بیان میکند که هیچکس نمیتواند به چهرهی او نگاه کند، زیرا زیباییاش او را مانند خورشیدی میسازد که نگاه کردن به آن دشوار است. شاعر به درد و رنج عشق و شکست دل اشاره میکند که ناشی از جذابیت و زلفهای یار است.