نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

آنها که درین دوران صاحبنظران باشند

چون بر سر کوی او با هم گذران باشند

در مستی عشق او گر باخبرند از خود

نزدیک خبرداران از بیخبران باشند

در بحر غمش غرقم آنها چه خبر دارند

کز لجه این دریا مانده بکران باشند

گر خسرو پرویز است فرهاد زمان گردد

جائیکه درو یکسر شیرین پسران باشند

ای باد بگو با او کز سوختگان خود

بشنو سخنی کایشان صاحبنظران باشند

بر ابن یمین عشقت گر عیب همی دانند

آنها که کنند اینعیب از بیهنران باشند

از طعنه بدگویان ناچار گذر نبود

عیسی چه محل دارد جائی که خران باشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و عشق شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر می‌گوید کسانی که در دوران او صاحب نظر هستند، وقتی در کوی معشوق گرد هم می‌آیند، در مستی عشق او فراموش می‌کنند که چه کسانی هستند. آنها در غم معشوق غرقند و هیچ آگاهی از وضعیت خود ندارند. شاعر به وجود افرادی که از عشق و دلدادگی آگاهی ندارند اشاره می‌کند و از آن‌ها به عنوان بی‌خبران یاد می‌کند. همچنین، او به ناتوانی در فرار از طعنه‌ها و انتقادهای بدگویان اشاره کرده و تأکید می‌کند که این انتقادها از کسانی است که خود هیچ درکی از عشق ندارند. به طور کلی، این شعر به تضاد بین عشق واقعی و بی‌خبری اطرافیان می‌پردازد.