شمارهٔ ١١٧ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دی گفت دوستی که مرا موی رو سفید
بس زود گشت گر چه که آنهم تباه نیست
لیکن هنوز موسم آن نیستت برو
مور اخضاب کن که بشرع این گناه نیست
دادم جواب و گفتمش ای آنکه در جهان
از دوستان یکی چو توام نیکخواه نیست
دانی سر خضاب چرا نیستم از آنک
باز سفید کم ز کلاغ سیاه نیست
هر چند شام موسم آرام و راحتست
میدان یقین که خوبتر از صبحگاه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دوستی میگوید که موهایش سفید شده و بر این اساس به او توصیه میکند که موی خود را رنگ کند. شاعر پاسخ میدهد که در دنیا دوستی چون او ندارد و دلیل عدم رنگ کردن موهایش را اینگونه بیان میکند که سفید شدن مو همانند سیاه شدن نیست و هرچند شب زمانی برای آرامش و راحتی است، اما صبحگاه زیباتر و دلپذیرتر از آن است. او به نوعی به ارزشها و زیباییهای صبح و نور امید اشاره میکند.