نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ١٢۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست

ابن یمین مرنج که بدشان سرشت و خوست

گر طعنه ئی زنند بر اشعار عذب تو

اینفرقه عوام که بعضی نه خاص اوست

درهم مشو که بیهنر از غایت حسد

بر اهل فضل در همه ابواب عیبجوست

خواهند تا چو طوطی طبعت شکر فشان

گردند لیک مغز شناسد خرد ز پوست

هر چند هست تازه و تر سبزه دمن

هرگز کجا چو سرو سهی بر کنار جوست

گو یکتن از تمامت حساد بد گهر

کاو راز صد سخن که بگوید یکی نکوست

خاقانی فصیح درین یکدو بیت نغز

گفته‌ست بشنوید که او بس لطیف گوست

خاقانی آنکسان که طریق تو میروند

زاغند و زاغ را روش کبک آرزوست

گیرم که مار چوبه کند تن بشکل مار

کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به انتقاد از افرادی می‌پردازد که باطن نامناسبشان را نمی‌توان پنهان کرد و به دلیل حسادت به اهل فضل، به اشعار زیبا و عاطفی او طعنه می‌زنند. او از این احساسات ناپسند به عنوان حسد یاد می‌کند و تأکید می‌کند که حتی اگر ظاهر چیزی زیبا باشد، ارزش آن به درونش وابسته است. شاعر در نهایت به این نکته اشاره می‌کند که افرادی که سعی در زشت‌نمایی دیگران دارند، خود به اندازه زاغی هستند که آرزو دارد مانند کبکی زیبا باشد. او نوعی تمسخر را در مورد کسانی که در تلاشند خود را به دیگران تحمیل کنند، ابراز می‌کند.