شمارهٔ ١٢۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
زدم از کتم عدم خیمه بصحرای وجود
وز جمادی به نباتی سفری کردم و رفت
بعد ازینم کشش طبع بحیوانی بود
چون رسیدم بوی از وی گذری کردم و رفت
با ملایک پس از آن صومعه قدسی را
گرد برگشتم و نیکو نظری کردم و رفت
بعد از آن در صدف سینه ایشان به صفا
فطرت هستی خود را گهری کردم و رفت
بعد از آن ره سوی او بردم و چون ابن یمین
در امان گشتم و ترک دگری کردم و رفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر سفر روحی و تحول وجودی شاعر است. او از حالت عدم به وجود میرسد و مراحل مختلفی را طی میکند: از گیاهی به حیوانی، سپس به ملایکان و بعد از آن به درون خود و شناخت فطرت واقعیاش. این سفر نشاندهنده پیشرفت و تکامل روحی اوست که در نهایت به شناخت عمیقتری از خود و ارتباط با معشوق میرسد. شاعر در این مسیر، لحظاتی را تجربه میکند و هر بار از آنها میگذرد تا به مرحله جدیدی برسد.