شمارهٔ ١٢٩ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شاعرانی که پیش ازین بودند
گر ز منشان بجاه برتری است
این نه تنها ز شعر دان که مرا
با یکایک درین برابری است
اینزمان نیز شاعران هستند
که تو گوئی که هر یک انوری است
لیک پیوسته با هنرمندان
رسم گردون دون ستمگری است
من گرفتم عطاردم بهنر
کو هنر را کسی که مشتری است
تا بنزدیک اهل عصر کنون
مرد بلجی فروش جوهری است
زین پس ابن یمین تو از گل و مل
گر مسیحی طلب کنی خری است
پی کن اسب فصاحت از پی آنک
رسم ابناء دهر خرخری است
بیتکی حسب حال من بشنو
که ترا زان عظیم یاوری است
نیست اندر زمانه محمودی
ورنه هر گوشه صد چو عنصری است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به مقایسه خود و شاعران بزرگ گذشته میپردازد. او بیان میکند که اگرچه جانشینی برای شاعران بزرگ وجود ندارد، اما شاعران معاصر هم دارای ارزشهایی هستند. بر اساس احساس خود، او تلاش میکند تا هنر را با کسی که به آن عشق میورزد، پیوند بزند. همچنین اشاره میکند که در زمانه فعلی، هنرمندان واقعی کم هستند و بیشتر افراد برای سودجویی هنری را دنبال میکنند. شاعر تمایل دارد که از زیباییهای الفاظ و معانی بهرهبرداری کند و در نهایت، بیان میکند که اگرچه در زمانهاش شاعر بزرگی مانند فردوسی یا عنصری وجود ندارد، اما او همچنان به ارزش و اهمیت شعر خود پایبند است.