شمارهٔ ١۴١ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
فخر آل مصطفی سید لطیف الدین توئی
آنکه پیش رأی پیرت عقل اول کودکیست
با صفا از کوکب دری نعلین تو شد
هر کجا تاجی فروزان بر فراز تار کیست
صیقل رایت بانوار یقین روشن کند
هر کرا آئینه دل تیره از زنگ شکیست
هر غباری کان ز نعل سم یکران تو خاست
بر رخ زرنیخ فام دشمنانت آهکیست
هر که دارد چون کمان در سر کژی با خدمتت
هر مژه بر چشم شوخش راست همچون ناوکیست
بنده میمون جناب تست چون ابن یمین
هر کجا پیروز روزی بختیاری زیر کیست
از ره چاکر نوازی یکزمان با بنده باش
بنده را با مجلس عالیت اندک کار کیست
بر من از وجه شریعت هست دینی واجبت
گر چه نزد همتت بسیار چیزاند کیست
ملک طلق از من ستان در وجه آن تا گویمت
لوحش الله زو که خاک و زر بنزد او یکیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از فخر آل مصطفی سید لطیف الدین تویی به بیان بزرگمنشی و عظمت مقام بانوهای برجسته میپردازد. شاعر با اشاره به عقل و فهم اندک کودکان، بر اهمیت دانایی و یقین تأکید میکند. او به زیبایی و ارزش وجودی کسانی که در خدمت حقیقت هستند اشاره دارد و میگوید که هر اثری از ناپاکی و تردید بر چهره آنها نمینشیند. شاعر همچنین به قدردانی از محبت و محبت ملوکانه میپردازد و خود را بندهای خوشبخت و شکرگزار میداند که از طریق دیانت و شناخت درست در پی شرافت و فضیلت است. در نهایت، او به یکدستی و برابری مادیات اشاره میکند که در نظر خداوند یکی است، چه خاک باشد و چه طلا.