شمارهٔ ١۵٠ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر وعده ئی که داد مرا آصف زمان
یکبارگی مرا ز خاطر عاطر گذاشتست
بروی گرفت نیست گر اینسان که چاکرست
بس خلق را که بر در امید داشتست
وانگاه دین وعده یکیک گزارده
چون رایت کرم بفلک برفراشتست
وزیاد بنده گر نرود وعده های او
نشگفت از آنکه بنده بر آن دل گماشتست
مانند او چو نیست کس اندر جهان بجود
دل نقش وعده هاش بجان برنگاشتست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ناامیدی و سردرگمی شاعر از وعدههایی است که به او داده شده، به ویژه از سوی شخصی به نام آصف زمان. شاعر احساس میکند که وعدهها رد شده و بر خلاف انتظارها، وعدهها عملی نشده است. او به این نکته اشاره میکند که بسیاری از انسانها امید به وعدهها دارند، اما در نهایت عاقبت و سرنوشت آنها شگفتآور است. شاعر از وجود کسی مانند آصف زمان در جهان شاکی است و میگوید که فقط اوست که دلش به وعدههایش خوش بوده است.