شمارهٔ ١۵۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر مرا دور فلک کرد تهیدست چو سرو
نیم آزاده گرم بر دل از آن باری هست
چکنم گنج زر و رنج نگهداشتنش
هر کجا تازه گلی در پی آن خاری هست
روز و شب منتظر حارث و وارث باشد
هر کجا آز وری ضابط وزر داری هست
شکرها میکنم ارسیم و زری نیست مرا
که فراغت ز نگهداشتنش باری هست
نشوم شاد به تنگی زر و سیم از پی آنک
وز نگهداشتنش غائله بسیاری هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس تهیدستی و ناراحتی شاعر اشاره دارد. او به رغم دوری و مشکلاتی که دارد، در دلش احساس آزادی و برکت میکند. شاعر به این نکته میپردازد که نگهداری از ثروت و زر باعث زحمت و دغدغههای زیادی میشود و او به این نتیجه میرسد که آرامش خاطر در عدم داشتن مال، بیشتر از سر و کار داشتن با آن است. در نهایت، او تأکید میکند که شادمانی واقعی در آزادگی و بیتوجهی به زرق و برق مادی نهفته است.