شمارهٔ ١۵٧ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
لاله را گفتم ای پری پیکر
صورتت خوب و سیرتت نیکوست
بازگو این سیه دلی از چیست
مگرت زحمتی رسید از دوست
گفت نی نی که زر ندارم زر
زر که اسباب کامرانی از اوست
غنچه را بین که خرده ئی دارد
می نگنجد ز شادی اندر پوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به لاله میگوید که تو چه زیبا و نیکو هستی و از او میخواهد تا از دلتنگیاش بگوید. لاله در پاسخ میگوید که من پولی ندارم و مال و ثروت باعث شادی نیست. او به غنچهای اشاره میکند که حتی با کمبودها هم نمیتواند شادیاش را پنهان کند.