شمارهٔ ١٧٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
والاضیاء دین توئی آنکس که آفتاب
در پیش رای انورت از ذره کمترست
الفاظ دلگشای ترا نزد علاقان
اندر مذاق طوطی جان ذوق شکرست
دی قطعه ئی بدست من افتاد ناگهان
از گفته های تو که بلطف آب کوثرست
چون نور یافت چشم رهی از سواد آن
دیدم که قطعه نیست یکی بحر گوهرست
نی نی صواب نیست یکی بحر خوانمش
هر بیت آن که در نگری بحر دیگرست
عمرت دراز باد که ملک سخنوری
طبع ترا بقوت فکرت مسخرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف مقام والای کسی میپردازد که در نظر او، دینی بزرگ و معنوی دارد. او به زیباییهای کلام و سخن آن شخص اشاره میکند و آن را شیرین و دلنشین میداند. شاعر همچنین از یک قطعه ادبی که به دستش رسیده، سخن میگوید و آن را نه تنها یک قطعه، بلکه دریایی از گوهر و معانی میداند. او به اهمیت و برجستگی نکات ناب در اشعار آن شخص اشاره میکند و در نهایت دعا میکند که عمرش طولانی باشد و هنر سخنوریاش پایدار بماند.