نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٢۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قطعه ئی نزد من رسید امروز

از سخنهای قدوه الشعرا

مرتضی افضل و یگانه دهر

فخر سادات و زبده النقبا

آن سخن پرور هنر گستر

و آن نکو سیرت خجسته لقا

و آنکه با صد هزار دیده فلک

جز به احول نبیندش همتا

تیر گردون ز رشگ خامه او

در کمان اوفتد گه انشا

گلبن فضل را بآب سخن

کس چو طبعش نداد نشو و نما

راستی قطعه ئی ز غایت لطف

همچو آبحیات روح افزا

قطعه ئی نی که بود دریائی

موج او جمله لؤلؤ لالا

از لطافت که هست کارگرست

در مزاج عقول چون صهبا

سخنش چون شنید ابن یمین

گفت از اخلاص نه ز روی ریا

کاین سخن گر بسنگ خاره رسد

دم احیا زند زمان صدا

باد باقی که بلبل طبعش

کرد گلزار طبع را بنوا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به تمجید از سخنانی می‌پردازد که از یکی از شاعران بزرگ به نام مرتضی افضل آمده است. او را به عنوان فردی بی‌نظیر و با talent در شعر معرفی می‌کند که هیچ کسی در دنیای رنگارنگ او همتا ندارد. شاعر به زیبایی و لطافت این سخنان اشاره می‌کند و می‌گوید که این کلمات می‌توانند روح را تازه کنند و تأثیری عمیق بر شنونده بگذارند. همچنین به این نکته اشاره می‌شود که این سخنان خالصانه و بدون ریا هستند و توانایی دارند تا زندگی و نشاط را به ارمغان آورند. در نهایت، شاعر به توانایی بالای این شاعر در خلق آثار هنری اشاره کرده و از گلزار طبع او به عنوان محلی که طبعش را نوا می‌کند، یاد می‌کند.