شمارهٔ ٢٩٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رای مخدوم که از عالم غیب آگاهست
حال من بنده کماهی بیقین میداند
من نه آنم که بجز شعر ندارم هنری
عیب من همت والام خود این میداند
منم آنکس که با کسیر هنر خامه من
از شبه ساختن در ثمین میداند
لیک ازینگونه مضیق که منم کس نبود
وینسخن بی سخن آن داور دین میداند
چه کنم عرضه بر او قصه پر غصه چو او
به ز من حال من زار حزین میداند
دولتش باد که او مصحلت ابن یمین
در همه کار به از ابن یمین میداند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به تواناییها و حال خود اشاره میکند و میگوید که خداوندی که از عالم غیب آگاه است، حال او را بهتر از خود او میداند. او به این نکته میپردازد که هنر او تنها شعر گفتن نیست و عیبش همت والایش است. شاعر بر این باور است که با وجود استعدادهای هنریاش، در این وضعیت خاص، هیچکس به او کمک نمیکند. او میخواهد داستان غمانگیز خود را به خداوند عرضه کند، درحالیکه میداند که او از حال او باخبر است و در نهایت امیدوار است که خداوند در همه امور بهتر از او را اندیشه کند.