نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٢٩۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز راه بیخردی گفت بوالفضولی دی

مرا چو دید که جز میل انزوا نبود

چه گفت گفت که چون روزگار میگذرد

ترا که وجه معاشی ز هیچ جا نبود

جواب دادم و گفتم که این مپرس از من

ازو بپرس که او بندهٔ خدا نبود

ترا که خدمت مخلوق میکنی نان هست

مرا که خدمت خالق کنم چرا نبود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها از شاعر نشان می‌دهد که فردی بی‌خبر از حقیقت به او گفته که چون او تنها زندگی می‌کند، چرا نان و معیشتش تأمین نیست. شاعر پاسخ می‌دهد که به این موضوع نپردازد و به خداوند از او سؤال کند، زیرا او در خدمت مخلوق نان دارد، اما شاعر که در خدمت خالق است چرا نباید روزی داشته باشد. در واقع، شاعر به تفاوت در نوع خدمت و تأمین معیشت اشاره می‌کند.