شمارهٔ ٢٩٩ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سر اکابر عالم نظام ملت و دین
توئیکه چون تو پسر مادر زمانه نزاد
هزار سال فلک گر بگرد مرکز خاک
کند طواف نیابد چو تو کریم نژاد
پس از هزار زبانم که داد وعده تو
بیا بگوی چه بندی ز کار بنده گشاد
نه لایقست که گویند طاعنان که ملک
جواب رای تو بر موجب سؤال نداد
بقول چون تو فصیحی اگر چنان گنگی
نکرد گوش مکن کو بقای جاه تو باد
کنون بر آتش شهرت زنیم آب کرم
ز خاک درگه عالیت بگذریم چو باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عظمت و جایگاه والای یک شخصیت برجسته اشاره میکند و او را به عنوان کسی که در همه زمانها و مکانها بینظیر است، معرفی میکند. او به نقش این شخصیت در ملت و دین اشاره دارد و از او میخواهد که به مشکلات و سوالات بندگان پاسخ دهد. همچنین، شاعر به ناامیدی از توهینها و انتقادات اشاره کرده و بر لزوم حفظ مقام و جایگاه این شخص تاکید میکند. در نهایت، او اشاره میکند که باید با کرامت و بزرگواری از شهرت این شخصیت حفاظت کرد و بر آن افزود.