نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٣٠٧ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شهریارا بدان خدای که او

از جهانت گزید و شاهی داد

روز و شب را زخم نیل فلک

هم سفیدی و هم سیاهی داد

ز بر آسمان و زیر زمین

گاه قسمت بماه و ماهی داد

که مرا مر کبیست کز سستی

تن بیکباره در تباهی داد

کرده بر خویشتن خری ثابت

هر که بر اسبیش گواهی داد

باز ماند رهی ز راه گرش

باره باد پا نخواهی داد

نظری کن که بنده ابن یمین

شرح احوال خود کماهی داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر شهریار به توصیف خداوندی می‌پردازد که از میان تمامی موجودات یک انسان را برگزیده و مقام شاهی به او بخشیده است. شاعر به تضاد روز و شب و زیبایی‌های آسمان و زمین اشاره می‌کند و بیان می‌کند که انسان با وجود نعمت‌ها ممکن است در سختی‌ها و مشکلات دچار ضعف و سقوط شود. او بر این نکته تأکید دارد که انسان‌ها باید بر خویش ثابت قدم باشند و در مسیر خود پایدار بمانند. در پایان، شاعر به شخص خود اشاره کرده و احوالاتش را شرح می‌دهد.