شمارهٔ ٣١١ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
طالع من ببین که از پی آب
گر روم سوی بحر بر گردد
ور بدوزخ طلب کنم آتش
آتش از یخ فسرده تر گردد
گر برم حاجتی بنزد کسی
در زمان گوشهاش کر گردد
ور ز راهی طلب کنم کف خاک
خاک حالی بنرخ رز گردد
گر بکوهی طلب کنم سنگی
سنگ نایاب چون گهر گردد
ور بنزد کسی سلام برم
هر دو گوشش چو گوش خر گردد
اینچنین حالهاش پیش آید
هر که را روزگار بر گردد
بر همه حال شکر ابن یمین
که مبادا ازین بتر گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وضعیتهای دشوار و پیچیدهای که در زندگی ممکن است برای انسان پیش آید، اشاره میکند. اگرچه انسان در پی آرزوها و خواستههای خود باشد، اما نتیجه کار ممکن است کاملاً متفاوت و ناامیدکننده باشد. آنچه که طالب آنیم، گاه به نتیجهای نمیرسد یا حتی بدتر از آنچه که انتظار داریم، رقم میخورد. در نهایت، شاعر به شکرگزاری نسبت به وضع موجود اشاره میکند و میگوید باید از شرایط زندگی راضی بود، حتی اگر روزگار بهنظر سخت و دشوار بیاید.