شمارهٔ ٣١٠ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ضیاء دولت و دین ایکه ما در ارکان
بصد قران چو تو فرزند نامور نارد
بخشکسال کرم بر سر نهال امید
ز ابر دست تو باران جود میبارد
کمینه چاکرت امروز با سه چاریار لطیف
بباغ عمر گل خرمی همیکارد
بیمن دولت تو هست جمله اسبابش
جز آب رز ز تو آنهم امید میدارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت و بزرگی شخصیتی است که به عنوان نماینده دولت و دین معرفی میشود. شاعر به ستایش نعمتهایی که از این فرد میبارد، میپردازد و باران جود و کرم او را رمز شکوفایی امیدها و خوشبختیها میداند. همچنین، شاعر به زیباییهای زندگی و خوشیهای ناشی از وجود این شخصیت اشاره میکند و میگوید که تنها امید باقیمانده از دولت او، آب گلسرخ است. به طور کلی، شعر حاکی از قدردانی و تمجید از ویژگیهای مثبت این شخصیت میباشد.