نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٣١٢ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

طالعی بس عجبست ابن یمین را که مدام

با وی اولاد زمان بی سببی بد باشند

گاو در خرمنم از کون خری گر چه کنند

هر چه گویند چو تحقیق کنی خود باشند

فی المثل در همه کس گر چو فرشته نگرند

چون رسد نوبت من بر صفت دد باشند

سهل باشد که بآسان شکند شیر ژیان

گردن گورخران گرده و گر صد باشند

منم و تیغ هجا و سر ایشان پس ازین

ور همه با کمر لعل و زمرد باشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

ابن یمین در این شعر به نوعی سرنوشت و بی‌عدالتی اشاره می‌کند. او می‌گوید که در زمانه ما، فرزندان را بر اساس ویژگی‌های ظاهری قضاوت می‌کنند و درواقع خودشان را بی‌سبب بد می‌شمارند. او به تمثیلی درباره گاو و خر می‌زند و تأکید می‌کند که هرچه مردم بگویند، در نهایت حقیقت خود را نشان می‌دهد. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که اگر به همه افراد مثل فرشتگان نگاه کنند، وقتی نوبت او می‌رسد، صفات و ویژگی‌های دد را در او می‌بینند. در پایان، او به خود اشاره می‌کند که مسلح به کلام و شعر، در مقابل افرادی که با زینت‌های ظاهری می‌آیند، خواهد ایستاد.