نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٣١۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عقل گویدم از عالم وحدت مگذر

که بسی دوست نما دشمن بد خواه بود

گوشه ئی گیر و کناری ز همه خلق جهان

تا میان تو و غیری نبود داد و ستد

زانکه با هر که ترا داد و ستد پیدا شد

گفته آید همه نوعی سخن از نیک و ز بد

یکتن از انجمن ار نیک ز بد بشناسد

باشد آنکس که ممیز نبود بیش از صد

شخص بیهوده درا گوهر مغناطیس است

که کشد تیغ بلا را بطبیعت سوی خود

تن زن ای ابن یمین زین پس و تنها میباش

گر چه تنها نبود هر که بود ز اهل خرد

بگذر از صحبت همدم که ترا هست دلی

همچو آئینه و آئینه ز دم تیره شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اهمیت خودآگاهی و دوری از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر به عقل و خرد توصیه می‌کند که از دنیای وحدت عبور نکند، زیرا در این دنیا ممکن است دوستانی که به نظر می‌رسند، دشمنان بدخواه باشند. او بر اهمیت solitude (تنهایی) تاکید دارد و می‌گوید بهتر است در گوشه‌ای بمانیم تا از هرگونه داد و ستد و تعامل با دیگران دور بمانیم. زیرا هرگونه ارتباط می‌تواند با خود موضوع سخن نیک و بد را به همراه داشته باشد و تنها کسی که توانایی تشخیص نیک از بد را دارد، بسیار اندک است. در نهایت، شاعر به ترک صحبت‌ها و دوستی‌های سطحی توصیه می‌کند، زیرا این ارتباطات ممکن است باعث زوال روح و دل شود.