شمارهٔ ٣٣ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای جوانبختی که در خلوتسرای کاینات
رأی پیرت میگشاید پرده از ابکار غیب
در جهان عدلت چو موسی تا ید بیضا نمود
گوسفند از گرگ بیند مهربانی شعیب
تا نشستی چون محمد بر سریر سروری
من بپا استاده ام در بندگی همچون صهیب
در جنابت ظلمت از روز شبابم محو گشت
زین خوشم چون تیره شب روشن شد از انوار شیب
پیش ازین با من عنایت بیش ازین بودی ترا
لیس فیما یدعیه العبد یا مولای ریب
پای در دامن کشیدم مدتی چون خار پشت
وز تفکر سر فرو بردم کشفآسا به جیب
موجب حرمان ندیدم در وجود خویشتن
هیچ چیز الا هنر کان هست نزدیک تو عیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وضعیت روحی و معنوی یک جوان بختی میپردازد که در کائنات به جستجوی حقیقت و پیشرفت روحی است. شاعر به مقایسه این جوان با شخصیتهای بزرگ تاریخی مانند موسی و محمد میپردازد که در مقام رهبری و بندگی قرار دارند. او همچنین از تاریکیهای نوجوانی و جوانی خود صحبت میکند که اکنون با نور ایمان و هنر روشن شده است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در وجود خود هیچ عیبی نمیبیند جز آنچه که هنر در نزد معشوقهاش به شمار میآید.