شمارهٔ ٢٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
علاء دولت و دین آصف سلیمان فر
زهی جناب تو ارباب فضل را مأوا
ز حادثات کسی کالتجا بجاه تو کرد
درآمد از تف دوزخ بسایه طوبی
توئیکه گوهر مدحت بنظم ابن یمین
ز راه مرتبه گشتست زیور دنیا
منم که نام تو در هر هنر که نام برند
کناره کرد بتابید شعرم از شعرا
مرا بپرور و نام نکو بدست آور
که نام نیک ز هرچ آوری بود اولی
سخن جدا کند اندر زمانه نیک از بد
نگاه کن که چه خوش گفت صابر اینمعنی
چه پایه ذکر که از شعر منتشر گشتست
کریم را بمدیح ولئیم را بهجا
ترا خدای بحمدالله آن کرم دادست
که منشی فلکی مدح تو کند انشا
بقای عمر تو بادا که خود مدایح تو
همیکند کرمت بر سخنوران املا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از علاء دولت و دین آصف سلیمان فر به مدح و ستایش شخصیتهای برجسته و فضلای زمان خود میپردازد. شاعر با بیان ویژگیهای مثبت و برتریها، درخواست میکند که نام نیک او و فضایلش در دنیا حفظ شود. او همچنین به این نکته اشاره دارد که سخن نیک و یاد نیک از بد جداست و این سخن، حضوری ماندگار در زمان خواهد داشت. در نهایت، شاعر دعا میکند که عمر محبوبش دوام یابد و بر کرامت او افزوده شود.