نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٣٣١ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

گروهی جوانان نوخاسته

در کینه کهنه‌ای می‌زنند

چو یأجوج در سد اسکندری

به دستان بسد رخنه‌ای می‌زنند

بر انشا چون من مسیحا دمی

ز کون خری طعنه‌ای می‌زنند

همانه نیند آگه از بس غرور

که پا بر سر دشنه‌ای می‌زنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف گروهی از جوانان می‌پردازد که در حال مبارزه با کینه‌های قدیمی هستند. آنها به نوعی همچون یأجوج و مأجوج در تلاشند تا موانع را شکسته و نفوذ کنند. شاعر خود را با شخصیت مسیحا مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد که این جوانان برای طعنه زدن به او از سمبل‌ها و کنایه‌ها استفاده می‌کنند. در انتها، به تمسخر آنها اشاره می‌شود که به دلیل غرور و خودبینی‌شان قادر به درک اوضاع نیستند و حتی بر دیگران ظلم می‌کنند.