شمارهٔ ٣٣٣ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمر
بگمان هنر و فضل مشوش دارد
وز کمان ستم چرخ اگر سوی دلم
ناوک غم گذرد بیلک آرش دارد
ور بدان قصد که قربان کندم ترک فلک
گاه و بیگاه میان بسته بترکش دارد
نکنم میل بدان کس که مرا دیده و دل
از سر جهل پر از آب وز آتش دارد
نشود رام فلک و رچه بسی رنج کشد
هر که نفسی چو رهی توسن و سرکش دارد
سرمه دیده کنم خاک کف پای کسی
که نسیم کرمش وقت مرا خوش دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به احساسات عمیق و ناامیدی خود اشاره میکند. او میگوید که هرچند زندگیاش تحت تأثیر فلک و سرنوشت است و همواره در رنج و غم به سر میبرد، اما از محبت و توجه به کسی که به او توجهی ندارد، صرف نظر کرده است. شاعر از بیعدالتیهای عالم شکایت دارد و بر این باور است که هیچ کس نمیتواند او را از رنجها و مشکلاتش آزاد کند. در پایان، او از عجز خود میگوید و از کسی تمجید میکند که در سختیها به او لطف دارد و به او آرامش میبخشد.