شمارهٔ ٣٧٠ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
وزیر کشور چارم غیاث دولت و دین
توئی که رای تو صد ملک را بیاراید
بهر چه بخت جوان تو حکم جزم کند
سپهر پیر بر آن نکته ئی نیفزاید
فضایل تو گر از خود نهان کند حاسد
چنان بود که بگل آفتاب انداید
هزار عقده اگر بر امور ملک افتد
ضمیر تو بسر انگشت فکر بگشاید
روا بود که در ایام دولت چو توئی
زمانه همچو منی را بغم بفرساید
ز گوسفند و جو و کاه و از دقیق و حطب
گزیر نیست که این پنجگانه میباید
ضمیر پاک تو چون حال بنده میداند
سزد که بنده بذکرش صداع ننماید
کنون چو کار مرا هیچ استقامت نیست
گرم اجازت رجعت دهی همی شاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، وزیر کشور به صفات و ویژگیهایش اشاره میکند و از اهمیت نظر او در حکومت و سرنوشت کشور میگوید. او تأکید میکند که شایستگیهایش اگرچه ممکن است مخفی بمانند، ولی در صورت بروز مشکلات، نیت پاک او به کمک میآید. همچنین، وزیر از وضعیت کنونی خود ابراز ناامیدی میکند و امیدوار است که اجازه بازگشت به او داده شود. در نهایت، وی به نیازهای اساسی زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که در سیطره قدرت باید به این مسائل توجه شود.