شمارهٔ ٣٩٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای نسیم صبحدم ز آنجا که لطف تست خیز
رنجه شو بگذر بدر گاه شه گردون سریر
تاج ملک و دین علی کز بدو فطرت آمدست
همدمش بخت جوان و رهنمایش رأی پیر
خسرو جمشید فر شاهی که از آغاز کار
دادش ایزد هر چه آید در تصور جز نظیر
گو منم آن کز بلندی در مدیحت شعر من
بر بیاض مه بمشک سوده بنوشته است تیر
نام نیکت چون ز شعری بگذرانیدم بشعر
چون روا داری که فکرم وقف باشد بر شعیر
چون نیم در بند افزونی طلب کردن ولیک
رأی شه دادند که باشد از کفافی نا گزیر
چون ترا بر هر چه خواهی داد ایزد دسترس
پایمردی کن بلطف ابن یمین را دست گیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به نسیم صبحگاهی خطاب میکند و از او درخواست دارد که به نزد شاهی بزرگ و با فضیلت، یعنی علی، بگذرد. او به تاج و مقام او اشاره میکند و جوانی و تجربه را در کنار هم قرار میدهد. همچنین از خسرو جمشید، شاهی که به او نعمتهای الهی داده شده، یاد میکند. شاعر میگوید که او با آثارش در مدح این شاه این شعر را به رشته تحریر درآورده و از خوبیهای او میسراید. در ادامه، به مقام والای علی و سرنوشت حاکمان اشاره میکند و از ایزد درخواست میکند که همچنان در راستای نیکوییها پیش برود و دست شاعر را بگیرد. در نهایت، شاعر بر لزوم حفظ نعمتهای الهی و تلاش برای موفقیت تأکید میکند.