نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴٠٩ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو از جهان و ز اهل جهان نداری بهر

جهان و هر چه در او هست جمله بادا نگار

بدور دولت این خواجگان سفله نواز

امید لذت و عیش از جهان و چرخ مدار

غم زمانه مخور چشم عقل بر هم نه

که در دیار کرم نیست ز آدمی دیار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات به بیان نوعی بی‌علاقگی و بی‌تمایلی به دنیا و آرزوهای مادی اشاره دارند. شاعر می‌گوید اگر از دنیا و اهلش بهره‌ای نداری، همه چیز در این دنیا به هم همچون باد است. او به دوری از خواجگان و افراد پست اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که نباید به دنیای مادی امید بست. همچنین به عدم اهمیت غم و اندوه زمانه اشاره می‌کند و می‌گوید که در دیار کرم و خوبی، جایی برای انسان‌های معمولی وجود ندارد.