نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴٣٣ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شرف دولت و دین مشرف دیوان هنر

آن منوچهر که خجلت ده مینوست بچهر

گفت جزوی دو سه از گفته تو یافته ام

آورم نزد تو روزی ز سر شفقت و مهر

روز ها رفت و نیاورد مگر مهر برید

اوهم از بنده خود ابن یمین همچو سپهر

نه همانا که تقاضاش بود حاجت از آنک

من اگر خواهم و گر نه رسدم نور بمهر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره شرف و مقام دولت و دین صحبت می‌کند و اشاره به هنری دارد که در بدست آوردن این مقامات سهم دارد. در آن، شخصی به نام منوچهر احساس خجالت از جایگاه خود را بیان می‌کند و به این نکته اشاره دارد که به جز چند نکته، چیز زیادی از صحبت‌های دیگری نیاموخته است. زمان می‌گذرد، اما تنها عشق و محبت باقی می‌ماند. همچنین یادآوری می‌شود که خواسته‌ها ممکن است برآورده نشوند، اما در هر صورت نور محبت همیشه برخواهد بود.