شمارهٔ ۴٣۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شکرها میکنم در این ایام
که تهیدست گشته ام چو چنار
ز آنکه چون گل اگر زرم بودی
دست گیتی مرا نهادی خار
بستدندی بصد شکنجه و چوب
بقیاس جماعت زر دار
من چنین گشتمی که اکنونم
مفلس و با هزار عیب و عوار
شکر ایزد بر آن همیگویم
که درین فترت و تغلب کار
گرچه اندک بضاعتم باری
سودم آمد شکنجه بسیار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از تهیدستی و فقری که به آن دچار شده، شکرگزاری میکند. او با بینیازی از دنیای مادی و با اشاره به زندگی گل و خار، به این نکته اشاره دارد که اگر در شرایط مرفهتری بود، ممکن بود با فشار و سختی بیشتری مواجه شود. او اعتراف میکند که با وجود تمام عیوب و مشکلاتش، از اینکه در حال حاضر آزادانه زندگی میکند و تحت فشار نیست، خوشنود است. در نهایت، او به خداوند شکر میگذارد که حتی با کمی دارایی، از سختیهای بسیار دور است.