نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴١ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صاحب اعظم غیاث ملک و دین هندو کزو

وعده شیرین بگیتی ماند خواهد یادگار

در جوابم گفت پیر کاردان یعنی خرد

کایجوان آخر چه میگوئی ز پیران شرم دار

خود همی دانی که در کتم عدم بودی که داد

نیک و بد را با وجودت داور گیتی قرار

هر چه امید دلت باشد بدان خواهی رسید

گر بود تقدیر یزدانیت با تدبیر یار

ور خلاف آرزو رفتست فرمان در ازل

رنجه کم شو کز تمنا بر نیاید هیچ کار

چون بد و نیک جهان یکسر بحکم خالق است

پس بمخلوق ار خرد داری مباش امیدوار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حکمت و خرد پیران می‌پردازد. شاعر به گفتگو با پدا بزرگ غیاث ملک اشاره دارد که در مورد آرزوها و تقدیر صحبت می‌کند. پیر خردمند به جوان می‌گوید که او نباید از پیران شرم کند و باید بداند که همه چیز در دست خداوند است. آنچه که انسان به آن امید دارد، اگر مقدر باشد، به آن خواهد رسید. اما اگر غیر از آن باشد، نباید نگران شود، زیرا دنیا به حکم خالق است و مخلوق نباید بی‌جهت امیدوار باشد. در نهایت، پیام شعر بر تسلیم بودن در برابر تقدیر الهی و اهمیت خرد و فهم است.