نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴٢ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

طبع انسانی بدان مفطور شد

کو ز دنیا وی نخواهد گشت سیر

کی توان کردن سبوئی پر ز آب

کآنچه از بالا در آمد شد ز زیر

در ره مردی ز مردن غم مخور

مرد بیدل هم بمیرد هم دلیر

دل منه بر کار دنیا بهر آنک

زود بینی انقلاب او نه دیر

از کمان چرخ و تیر حادثات

می نخواهد جست نه آهو نه شیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به طبیعت انسان اشاره دارد که به چالش‌ها و ناپایداری‌های دنیا حساس است. شاعر بیان می‌کند که انسان هرگز نمی‌تواند از دنیا سیر شود و همه چیز به تحولات و شرایط زمان بستگی دارد. او می‌گوید نباید به مرگ و تغییرات زندگی غمگین شد، زیرا همه انسان‌ها – چه دلیر و چه بیدل – سرانجام خواهند مرد. همچنین به ناپایداری‌های دنیا و حوادثی که به وجود می‌آیند اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که نباید به دنبال دوری از این ناپایداری‌ها بود، زیرا این واقعیات از طبیعت زندگی هستند. در نهایت، شاعر از خواننده می‌خواهد که دل خود را به دنیا نبندد، زیرا هر لحظه می‌تواند تغییراتی بزرگ ایجاد کند.