شمارهٔ ۴۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یکچند روز من ز سیهکاری فلک
بودی چنانکه فرق نمیکردمش ز شب
و اکنون چنان شدست که در چشم من چو روز
کافور فام گشت شب عنبرین سلب
بر رغم روزگار بتوفیق کردگار
با سعد گشت نحسم و اندوه با طرب
جور و جفای چرخ سر آمد بفضل حق
اکنون ز خار میدهد از بهر من رطب
با من سپهر دور وفا گر ز سر گرفت
آنرا سبب نه کس ز عجم بود و نه عرب
تا بار منتیم نباید ز کس کشید
منت خدایرا که نشد هیچکس سبب
ایزد نظر بعین عنایت بمن فکند
وینها کی از عنایت ایزد بود عجب
گر حاسدی بمن نظر نحس میکند
ور میدهد صداع من از سوز و از شغب
با تاب ماه چهارده شب تاب نا ورد
در تار و پود اگر چه که تاب آورد قصب
الحمدلله این نه نهانست در جهان
پیداست در صفای حسب صحت نسب
شعری ز نثره رشک بر شعر و نثر من
پاک آن نسب که زیور او باشد از حسب
ابن یمین گشایش کارت ز خلق نیست
گر حاجتیت هست ز درگاه حق طلب
بر آتش جگر نزنی آب زندگی
از دست سفلکان و گرت جان رسد بلب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از روزگار سخت و سیاه خود میگوید که به خواب و شبزندهداری میمانسته است. اما اکنون با لطف خداوند، وضعیتش تغییر کرده و روز را همچون شب زیبا و دلنشین میبیند. او از رنج و مشکلات عبور کرده و به شادی و خوشبختی رسیده است. شاعر به تأثیرات الهی بر زندگیاش اشاره میکند و معتقد است که هیچ کس، چه عجم و چه عرب، در بهبود حال او نقشی نداشتهاست. همچنین او بر اهمیت شکرگزاری خداوند تأکید دارد و اشاره میکند که ممکن است حسادتهایی وجود داشته باشد، ولی در نهایت، موفقیت و سعادت او ناشی از عنایت خداوند است. شاعر در پایان، بر این نکته تأکید دارد که باید از درگاه الهی طلب کمک کرد، زیرا گشایش در کارها تنها از آنجا میسر است.