نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶٠ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای باد صبحدم گذری کن ز راه لطف

بر حضرتی چو کعبه اسلامیان عزیز

یعنی جناب سرور گردنکشان عهد

آنکو بنزد خلق جهان چون روان عزیز

خاک درش ببوس بتعظیم و پس بگوی

گر باشدت مجال سخن پیش آن عزیز

کابن یمین فروخت بوجه معاش خویش

املاک و هر چه بودش در خان و مان عزیز

اکنون نه ملک ماند و نه یکجو بهای ملک

وین خوش که برقرا بماندست نان عزیز

نانی در ایندیار بخواری همی خورد

ای کرده کردگار ترا در جهان عزیز

لطفی کن و جواز دهش تا از اینمقام

جائی رود که نان نبود همچو جان عزیز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به درخواست شاعر از باد صبحگاهی اشاره دارد که از راه خود بگذرد و بر مصیبتی که بر سر شخصی عزیز و محترم آمده، نیکو بگذرد. شاعر این شخص را به کعبه مسلمانان تشبیه می‌کند، که نماد احترام و محبت است. وی به باد می‌گوید که اگر فرصتی باشد، از او بخواهد که او را نزد این عزیز برساند. شاعر سپس به وضع مالی این شخص اشاره می‌کند که برای گذران زندگی، املاک و دارایی‌های خود را فروخته و اکنون در وضعیت سختی به سر می‌برد و حتی نانی برای خوردن ندارد. در پایان، شاعر از خدا می‌خواهد که لطفی کند و او را به جایی برساند که دیگر نیازی به نان نداشته باشد و در آرامش زندگی کند.