شمارهٔ ۴٧١ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دیگر نروم بر در مخلوق ازین پس
آسیمه سری تا بکی امبارم ازین پس
جمعیت خاطر چو بود کنج خرابم
خرمتر ازین قبه مینای مقرنس
زین پس من و یاری که قدر است چو تیرم
از بار غمش گشت چو ابروی مقوس
منشور لطافت رخ آن کبک خرامست
طغرای وی از غالیه خطیست مطوس
سوگند بدان صانع قادر که بحکمت
کردست شفاخانه زنبور مسدس
کز نیک و بد کار جهان فارغ و فردم
المنته لله تعالی و تقدس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است که دیگر تمایلی به وابستگی به دیگران ندارد و به دنبال آرامش و خوشحالی در درون خود است. او احساس میکند که جمعیت خاطر او را آشفته کرده و اکنون میخواهد در کنار کسی باشد که ارزشمند است و او را خوشحال میکند. شاعر همچنین به زیباییهای معنوی و حقایق زندگی اشاره میکند و به صانع حکیم قسم میخورد که زندگی را به شیوهای حکیمانه سامان داده است. در نهایت، او از نیک و بد روزگار فارغ است و به روشنی و تقدس الهی ایمان دارد.