نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴٩۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روزی بخرد ابن یمین از غم دل گفت

آندم که فلک بستد ازو هر کم و بیشش

پرسید که آیا بجهان هیچ کریمی

باشد که کند چاره درد دل ریشش

گفتا که بلی شاه ابوبکر علی کوست

شاهی که بود جود و کرم عادت و کیشش

خورشید صفت ذره نوازست از آنست

چون سایه دوان خلق جهان از پس و پیشش

چون مرحمت او همه را شامل حالست

بیگانه همان لطف ازو دید که خویشش

بر ظلم فلک داد ازو خواه که امروز

نوش کرم او شکند تلخی نیشش

رو معتکف درگه او باش که آنست

جائیکه کنند اهل جهان قبله خویشش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

ابن یمین در شعری از غم دلش سخن می‌گوید و از خداوند کریمی می‌خواهد تا دردهایش را تسکین دهد. او به شاه ابوبکر علی اشاره می‌کند که سرشار از جود و کرم است و مانند خورشید بر تمام مخلوقات سایه‌افکن است. او معتقد است که محبت و رحمت این شاه، شامل همه خلق می‌شود و حتی بیگانگان نیز از آن بهره‌مند می‌شوند. ابن یمین توصیه می‌کند که مردم باید درگاه این شاه را پناهگاهی برای خود قرار دهند.